و آنچه مرا ... تو را و ما را آزرد گذشت ...
زندگی جاريست ...
و شکوفه بی تاب است از برای زايش سيب ...
و گندم ها بی هيچ منتی دوباره سر به سبزی برداشته اند ...
به فال خوش برگيريم تقديس زايش جوانه گندم را ... از خاک به سوی ما ... به سوی آسمان ...
نوشته شده توسط ساناز در جمعه 8 آبان1388 ساعت 5:54 PM موضوع نوشته های خط خطی | لینک ثابت
درود!!!!!
این روزا اینجا خیلی سرد شده!!!! بیش از اندازه!!!
بارونهای پاییزی که به شدت میبارن......وقتی دلت تنگه وقتی کسی که باید باشه نیست ....تو هم میشی مثل بارون....
از دنیای نت جدایی هم چیز خوبیه ها.........وقتی دیگه سیگار هم دردی ازت دوا نمیکنه!!!!!
دلم بدجوری راه رفتن زیر بارون میخواد باهاش .....کلی کار واسه کالج دارم که هنوز انجام ندادم ایول داره واقعا معلوم نیست چرا میپلکم اینجا بعدش جالبه ها نه!!!!!!!!
دلم واسه دوستهای قدیمی وبلاگیم بدجوری تنگ شده هیچ کدومشون یه سری نمیزنن!!!!
پاییز خوبی داشته باشید![]()
نوشته شده توسط ساناز در دوشنبه 20 مهر1388 ساعت 7:55 PM موضوع حرفهای یک اردیبهشتی | لینک ثابت
درود
دوباره پاییزه...دوباره فصل زیبای ما شروع شده فصلی که پادشاه همه فصلهای ساله....فصل بارونهای قشنگ....فصلی که خاطرهای جور واجور داریم ازش....
خاطره های از روزهای خوب درس خوندن....روی اون نیمکتهای چوبی و اون تخته سیاه های که همیشه گچیمون میکردن.....دلم برای روزهای مدرسه تنگ شده...هر چند کلاسهام دو هفته است شروع شده ولی حال و هوای مهر...هوای پاییزی مدرسه هر چقدر هم که باشه بازم خاطره هات رو یادت میاره!!!
کاش چون پاییز بودم....کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم
برگهای ارزوهایم یکایک زرد میشد
افتاب دیدگانم سرد میشد
اسمان سینه ام پر درد میشد
ناگهان طوفان اندوهی بجانم چنگ میزد
اشکهایم همچون باران
دامنم را رنگ میزد
وه.....چه زیبا بود اگر پاییز بودم
وحشی و پرشور و رنگ امیز بودم
شاعری در چشم من میخواند....شعری اسمانی
در کنارم قلب عاشق شعله میزد
در شرار اتش دردی نهانی
نغمه من.....
همچو اوای نسیم پر شکسته
عطر غم می ریخت بر دلهای خسته
پیش رویم:
چهره تلخ زمستان جوانی.
پشت سر:
اشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه ام:
منزلگه اندوه و درد و بدگمانی
کاش چون پاییز بودم....کاش چون پاییز بودم
نوشته شده توسط ساناز در پنجشنبه 2 مهر1388 ساعت 0:59 AM موضوع پاییز پادشاه فصلها | لینک ثابت
سلام..........
واقعا نیمدونم چی میخوام بنویسم ....فقط میدونم دلم گرفته و نیاز دارم حرف بزنم......
بازم مثل قدیما مغرور شدم و اشکام نمیریزن!!!! چقدر خوب !!!!
علی بدون خداحافظی رفته ایران ....یک هفته است ندیدمش...خیلی دلم براش تنگ شده...کاشکی زودتر میگفت میرفتم پیشش.....کاشکی زود برگرده هر چند گفت دو هفته ولی اینم زیاده!!!!!
دلم از همه چیز و همه کس گرفته.........دلم میخواد داد بزنم ....خیلی وقته فرهاد گوش ندادم دلم برای شعرهاش تنگ شده مخصوصا برای این شعر
یه شب مهتاب
ماه میاد تو خواب
من رو میبره کوچه به کوچه
چقدر دلم برای این شعر تنگ شده........ برای این شعر محمد صالح علا که همیشه زمزمش میکنم و خیلی دوستش دارم
گل نیلوفر ابی پشت پلک من میخوابی
میشی افتاب خصوصی واسه دلم بتابی
اروم اروم نازی نازی با دل تنگم بسازی
این روزا با سرمای هوا حتی ادمها هم یخی شدن و هیچی گرمش نمیکنه هیچی دیگه یخشون رو اب نمیکنه!!!!
نوشته شده توسط ساناز در سه شنبه 24 شهریور1388 ساعت 2:29 AM موضوع حرفهای یک اردیبهشتی | لینک ثابت
داد زدم
زندگي نگه دار ! من مي خوام پياده شم
مغرورانه گفت :
تا ته خط ايستگاه نداريم .
دلم بهم گفت :
زندگي قمار سختيه
تا شش- هيچ مارست نكنه ول كن معامله نيست !
مي دوني بهش چي گفتم ؟
گفتم اونقدر تمرين ميكنم كه هر دفعه تاس مي ريزم جفت شش بياد.
يا مي برمش يا ديگه بازي نمي كنم .
نوشته شده توسط ساناز در سه شنبه 17 شهریور1388 ساعت 11:32 PM موضوع نوشته های خط خطی | لینک ثابت
If I had to choose between loving you and breathing, I would use my last breath to say I love you
......
اگر قرار باشه بین دوست داشتن تو و اخرین نفسم یکی رو انتخاب کنم.....اخرین نفسم رو برای گفتن دوستت دارم استفاده خواهم کرد.....![]()
نوشته شده توسط ساناز در چهارشنبه 21 مرداد1388 ساعت 2:33 AM موضوع گاهی بهاری | لینک ثابت
دلم برای روزهای خوب تنگ شده.........
وقتی نگرانی و خبری نیست بدتره.........حوصله هیچ کاری رو ندارم....همیشه بارون و بارون....مثل دل خودت که همیشه ابری و بارونیه........
دیگه حتی نوشتن هم ارضام نمیکنه....توی سکوت همیشگیم غرق شدم.....یه مدتی راحت بودم ولی وقتی میدونی.....هیچی بی خیال.....
دلم گرفته...وقتی حتی گریه نمتونی بکنی...داد نمیتونی بزنی....دلم میخواد بمیرم....ولی جالب اونجاست اونم نمیشه....یکی میگفت مردن جرات میخواد شاید راست میگفت...ما جرات مردن هم نداریم....اه....خدا........کجایی ....چرا هر وقت میخوامت نیستی.....چرا خدا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یه خانومی نوشته بود به اقای فهمیده کاری نداشته باش.....خانم بی نام من باهاش هیچ کاری ندارم مال خودت حالم ازش بهم میخوره....هر چی میکشم از دست اونه.....اسمتم بنویس جوابت رو ببینی خوب!!!! بیخودی نیا به دیگران تهمت نزن .....من به پر و پای هیچ کسی نمیپیچم خیلی وقته حتی از اولشم این طوری بودم به من ربطی نداره اون اقای مزخرف چه غلطی میکنه ......شش دنگشم به قول خودت مال خودت ........
نوشته شده توسط ساناز در جمعه 16 مرداد1388 ساعت 2:56 PM موضوع حرفهای یک اردیبهشتی | لینک ثابت
باران است
می شوید
می رویاند
تطهیرم میکندم
از هر چه ندیدن
....................
نوشته شده توسط ساناز در پنجشنبه 25 تیر1388 ساعت 5:23 PM موضوع نوشته های خط خطی | لینک ثابت
این روزها...این اتفاقها
توی هم میهن یه تاژیکی هست به اسم محرمانه.....شاید گاهی لازمه محرمانه بنویسیم
دلم برای روزهای خوشی که با اقای فهمیده و دودکش و سیاسی داشتیم تنگ شده......روزهای خوب باهم بود و از هر دری حرف زدیم.....این روزها قطره هم خیلی کمتر از همیشه میاد و سرش شلوغه جالبه!!!!!
یه چیز جدید هم کفتر باز کشف کرده اونم اینه که وقتی توی سرزمین مادریت زندگی نیمکنی حق اظهار نظر کردن هم نداری کفتر باز جون دقت داشته باش و خفه شو لطفا!!!!!!!!!
دارکوب زبله و نابخشوده هم خیلی وقته نمیان و این حاج تسبیح هم هی میخواد اخراجشون کنه............
یه چیز دیگه هم کفتر باز فهمیده اونم اینه که هیچ کسی کسی رو واسه خودش نمیخواد همه یه منظوری دارن واسه خواستنت جالبه نه!!!!
اینم از محرمانه ما و اما
باهم میشه افتاب و صدا کرد
با هم پشت ما کوهه
نمیترسیم نمی افتیم نمیبازیم
این اواز نمیمیره تا وقتی که هم اوازیم![]()
نوشته شده توسط ساناز در یکشنبه 7 تیر1388 ساعت 4:33 AM موضوع حرفهای یک اردیبهشتی | لینک ثابت
به همین راحتی احساس شکست میکرد
دور شده بود
همه چیز سخت شده بود
روزها همه از پس هم میگذشت و او بی تفاوت نشسته بود
کاملا به بی رحمی هوا پی برده بود
هوایی که تا اعماقش را میکوبید و میرفت
می رفت و می رفت فقط از خود صدای قهقه ای بر جای می گذاشت
صدای سرد و خاکستری!!!!
نوشته شده توسط ساناز در پنجشنبه 14 خرداد1388 ساعت 11:58 PM موضوع نوشته های خط خطی | لینک ثابت
دل نوشت

در حضور واژه های بی نفس
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه های را پیدا کنی!
عطر یاس
گلهای نیلوفری
دوستان بهاری
=گلهای نیلوفری
طراح قالب
POWERED BY